نون جو دوغ گو گوش خو ( پست ثابت)

 چنین مطایبه رندانه ای در حکمت عامیانه مردم جنوب ایران به چشم می خوردنون جو، دوغ گو، گوش خو

یعنی آدمی که نان جو  و دوغ گاو بخورد فارغ از نیاز توجه به قیل و قال های  تشویش آور   و یحتمل  بیهوده و بلکه دردسرساز اطراف خویش گوشش در برابر سر و صداهای اطراف خواب خواهد   

 به عقیده هرچند ناقص من     نشنیدن خیلی از حرف ها  از شنیدن انها بهتر است     

     و اما :  امیددارم سفره هاتان پر نان گندم باد و به جای دوغ گو نوشابه زمزم اصل بنوشید

     هرچند که من دوغ گو را به هیچ نو شابه ای ترجیع نمی دهم و از خدا می خواهم گوشتان

      (خو ) نباشد ونیز از خدا می خواهم به زبان مادری خود افتخار کنید و پارسی را پاس بدارید

 قانع به یک استخوان چو کرکس بودن 

به ز آن که طفیل خوان ناکس بودن
با نان جوین خویش حقا که به است 
کالوده و پالوده هر خس بودن 

 خیام                                                               

 

   

 

 


معنی و آرایه های درس هفدهم خاموشی دریا فارسی یازدهم

معنی (قلمرو فکری): شکرگزار همه نعمت هایی باشید که شما را احاطه کرده و به شما سود می رساند. اما فراموش نکنید که چه کسی این نعمت ها را به شما داده است. از صاحب اصلی (خداوند) که صبورانه و بدون هیچ چشمداشتی به شما لطف کرده تشکر کن.

قلمرو زبانی: چراغدان: جاچراغی، جایی یا ظرفی که در آن چراغ بگذارند
عبارت: سه جمله
سپاسگزاری و چراغدان: نقش مفعول
روشنایی: دانش

قلمرو ادبی: شعله: استعاره یا نماد راهنما (نماد انسان های خدمتگزار و روشنایی)
از شعله … سپاسگزاری کن: جانبخشی
چراغدان: استعاره از افراد فروتن، خرسند و بردبار، افرادی که معمولا به چشم نمی‌آیند؛ زمینه ساز راهنمایی و دانش
در سایه ایستادن: کنایه از اینکه خودنمایی نمی کند
سپاسگزاری کردن از شعله – صبورانه ایستادن چراغدان: تشخیص و استعاره
تضاد: روشنایی؛ سایه
واج آرایی �س� و �ش�

گریه کنی اگر
که آفتاب را ندیده‌ای
ستاره‌ها را هم
نمی‌بینی.

معنی (قلمرو فکری): اگر توقع خود را بالا ببری و نسبت به چیزهای بزرگی که نداری ناسپاس شوی، نعمت هایی را که در اطرافت هست و از نظر تو کوچک هستند، از دست خواهی داد.

قلمرو ادبی: آفتاب: استعاره از چیزهای باارزش و دست نایافتنی؛ مجاز از خورشید
ستاره: استعاره از چیزهای کم ارزش و کوچک و دست یافتنی
آفتاب و ستاره: تناسب

پیام: غنیمت شمردن فرصت

درس پژوهی

تاملی بر درس پژوهی

نظریه بهسازی مدارس چندین سال است که گسترش یافته. اما این ایده که مدرسه ای بسازیم که بتواند یاپد بگیرد (مدارس به مثابه سازمان یادگیرنده ) رویکردی نوین در این فرایند است
.
این امر مهم نه با دستور. کنترل منابع یا نظارت وارزشیابی نیروی انسانی؛بلکه با ترویج یادگیری به معنای گسترش مهارتهای بازبینی عملکردها و واکاوی پیش فرض ها ی ذهنی معلمان و مشارکت آنها در تببین آرمان؛کسب آگاهی و توسعه صلاحیت های حرفه ای آنها ممکن است .

درس پژوهی ؛پژوهش مشارکتی معلمان در مدرسه و کلاس درس و تبدیل مدارس به سازمان های یادگیرنده است .

سازمان یادگیرنده ؛سازمانی است که یاد می گیرد .در عمل پیش فرض های دهنی خود را باز اندیشی می کند .آهنگ تغییرات اجتماعی را رصد می کند و همگام با آنها توان تغییر را در خود افرایش می دهد .دانش حرفه ای تولید می کند و بطور مستمر به راهبردهای بهسازی خود و تولید دانش بهسازی می اندیشد


‌درس پژوهی ؛پژوهشی مدرسه محور و در بستر کلاس درس است . و بر چرخه یادگیری گروهی .کیفی .مشارکتی و مداوم معلمان شامل محورهای زیر است .
-تببین مسئله
-طراحی
-عمل
-بازاندیشی
-یادگیری


ذات درس پژوهی در یادگیری است اما کدام یادگیری ؟

یادگیری نیازمند تحول بنیادی در طرز تفکر انسان. بازسازی مداوم آموخته ها .بازاندیشی مستمر رفتار .بهسازی تدریجی فرایندهای عمل و حرکت اساسی برای وارسی بی امان پیش فرض های ذهنی و آزمون مداوم تجربه های فردی و اجتماعی است


این یادگیری زاینده و مبتنی بر بازاندیشی عمل و بازبینی الگوهای ذهنی در قلب و ذهن انسان نفوذ می کند و موجب آگاهی و تغییر رفتار می شود.

از کتاب درس پژوهی نوشته دکتر ارانی

مدرسه یادگیرنده و پژوهنده در تراز سند تحول

نشانگرهای مدرسه یادگیرنده .پژوهنده .(در تراز سند تحول ) ‌الف .معلمان و مربیان (برنامه های درسی وتربیتی ) - ایفای نقش الگویی (اعتقادی . ‌اخلاقی و......) - برقرار ارتباط موثر و سازنده (انسانی و اخلاقی و.... ) - طراحی و بکارگیری فرصت های متنوع اموزشی و تربیتی ‌ - ایجاد فرصت تفکر ؛ تعامل و دست ورزی - ایجاد فرصت تلفیق‌ مفاهیم دورس با ساحت های تربیت - ‌بهره‌مندی از فناوری‌های نوین متناسب با هردرس -ایجاد فرصت خود ارزیابی و خود پژوهی -ایجاد فرصت جهت بهره گیری از محیط های متنوع یادگیری (درون و بیرون مدرسه ) -ایجاد فرصت تکالیف عملکردی و پژوهشی ‌ - سنجش مستمر و بازخورد متناسب با تفاو ت های فردی -ایجاد پیوند بین فعالیت های کلاسی ومسابقات و جشنواره‌های علمی .فرهنگی و...... -راهنمایی .مشاوره و هدایت گری (شناخت و بسط ظرفیت های وجودی ) متناسب با نیاز هردانش آموز - -شرکت هردانش اموز حداقل دریک مسابقه و جشنواره علمی .فرهنگی و......متناسب با علاقه -ایجاد فرصت‌ارایه عملکرد دانش اموزان (نمایشگاه .سمینار .بازار چه و....‌) ایجاد فرصت مطاله وکتاب خوانی در هرپایه با انواع زمینه ها (هر دانش آموز حداقل ۸ کتاب درسال ) -تدوین واجرای برنامه ویژه مدرسه (بوم )براساس نیازسنجی در جهت آموزش معارتهایی که در برنامه های ابلاغ شده کمتر توجه شده است ' ‌ بعد مدیریت و راهبری تربیتی -ایجاد فرصت جو وفرهنگ ارتباطات انسانی و اخلاقی و.... -اموزش و رشد شایستگی های حرفه‌ای معلمان و مربیان -نوآوری در جذب منایع مالی از خیرین و...... - - مشارکت هریک از اولیا حداقل دریکی از فعالیت های مدرسه - آموزش ورشد شایستگی های اولیا در جهت هم آوایی تربیتی -مشارکت نهادهای محلی در اداره مدرسه و تدارک فرصت های اموزشی و تربیتی مورد نیاز مدرسه مدرسه (حداقل ۴ نهاد محلی -مشارکت دانش اموزان دراداره مدرسه (هردانش آموز حداقل در مدیریت یک فعالیت -مشارکت معلمان و مربیان در اداره مدرسه مشارکت مدرسه ( دانش اموزان و....) فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی محله -نظارت بر عملکرد معلمان (نطارت بالینی ) - شاداب سازی مدرسه متناسب با نیاز سنی دانش اموزان - تنوع و غنی سازی تجهیزات آزمایشگاه کارگاه و..... -ارزیابی از میزان و تحقق اهداف مصوب (کسب شایستگی های تحصلی و تربیتی ) در پایان هر پایه و دوره -ایجاد فرصت حمایت . قدر دانی و.‌‌‌‌‌.... از پژوهش ها و نوآوری‌های معلمان و دانش اموزان

نحوه ارزشیابی دروس پودمانی

ارزشیابی در هنرستان‌ها باید با استانداردهای شایستگی حرفه‌ی مورد نظر، مرتبط باشد و بر اساس آن‌ها تدوین شود.

در ارزشیابی پیشرفت تحصیلی و تربیتی در شاخه‌ی فنی و حرفه‌ای، ابزارها و روش‌های گوناگونی را برای سنجش پیشرفت تحصیلی و شایستگی‌های حرفه‌ای و عمومی می‌توان به کار برد. ارزشیابی به صورت مستمر انجام می‌شود و هنرجویان باید در همه‌ی پودمان‌ها (همان فصل‌های کتاب درسی) گواهینامه‌ی شایستگی دریافت کرده باشند.

ارزشیابی مبتنی بر شایستگی، فقط مربوط به درس‌های زیر است:

1 - درس‌های شایستگی غیر فنی: (فنی و حرفه‌ای و کاردانش)

- درس الزامات محیط كار در پایه‌ی دهم

- كارگاه نوآوری و كار آفرینی، كاربرد فناوری‌های نوین و مدیریت تولید در پایه‌ی یازدهم

- اخلاق حرفه‌ای در پایه‌ی دوازدهم

2 - شایستگی‌های فنی: (فنی و حرفه‌ای)

- كارگاههای 8 ساعته‌‌ی پایه‌های دهم، یازدهم و دوازدهم

- درس‌های دانش فنی پایه و دانش فنی تخصصی

- درس‌های مشترك شامل نقشه‌كشی فنی رایانه‌ای، عناصر و زبان بصری، آب، خاك و گیاه و ارتباط مؤثر.

3 - شایستگی‌های پایه فنی: (فنی و حرفه‌ای و کاردانش)

- درس‌های ریاضی 1 و 2 و 3 - فیزیک، شیمی و زیست‌شناسی

شیوه‌ی ارزشیابی:

هر درس شامل پنج پودمان (فصل) می‌باشد كه باید برای هر یك از آنها توسط هنرآموز مربوطه ارزشیابی مستقل از هنرجو صورت گیرد و در نتیجه یك نمره‌ی مستقل برای هر یك پودمان‌ها ثبت گردد. شرط قبولی در هر پودمان كسب نمره‌ی حداقل 12 می‌باشد.

نمره‌‌ی هر پودمان، از دو بخش تشكیل می‌شود و در پایان فقط یك نمره بر اساس 0 تا 20 ثبت می‌گردد.

بخش اول ارزشیابی از كسب شایستگی از هر پودمان، با سه نمره‌ی 1 ، 2، 3 انجام می‌شود و نتیجه‌ی آن با ضریب 5 منظور می‌گردد.

1= عدم احراز شایستگی

2= احراز شایستگی

3= احراز شایستگی بالاتر از حد انتظار

بخش دوم ارزشیابی، نمره‌ی مستمر است كه بر اساس انجام فعالیت‌های كلاسی و كارگاهی، نظم، مشاركت در فعالیتهای آموزشی و ... از 0 تا 5 نمره اختصاص پیدا خواهد كرد.

هر پودمان شامل یك تا سه واحد یادگیری (واحد شایستگی) است و ارزشیابی پیشرفت تحصیلی از واحدهای شایستگی مطابق با شیوه مندرج در كتابهای درسی صورت خواهد كرد و نتیجه‌ی آن در دفاتر ثبت نمره‌ی كلاسی در مدرسه ثبت خواهد شد و بر اساس نتیجه‌ی حاصل از ارزشیابی واحدهای شایستگی‌، نمره‌ی پودمان به دست خواهد آمد.

هنرجو باید در هر 5 پودمان درس‌ها نمره‌ی بالای 12 كسب كند. در این صورت میانگین 5 نمره‌ی پودمان به عنوان نمره‌ی كلی درس در كارنامه‌ی تحصیلی هنرجو منظور خواهد شد. در صورتی كه فرد در یك یا چند پودمان حداقل نمره‌ی 12 را كسب نكند، در آن درس‌، قبولی را به دست نمی‌آورد.

ارزشیابی مجدد فقط در پودمان یا پودمان‌هایی كه حداقل نمره‌ی مورد نظر در آن كسب نشده است، انجام می‌شود و در تمام طول سال تحصیلی، حداقل برای یك بار امكان پذیر خواهد بود.

هنرجویان می‌توانند کتاب همراه هنرجو را در زمان اجرای ارزشیابی با خود به همراه داشته باشند.

با درود و احترام :

به دلیل تغییر سمت و رسته شغلی  از این پس مطلبی در این وبلاگ نخواهم نوشت توفیق روزافزون دانش اموزان عزیز را از درگاه باریتعالی خواستارم ، روز و روزگارتان خوش باد

حسن_تعلیل

می‌دانیم  هر کاری که در جهان واقع روی می‌دهد علتی دارد.
هر گاه شاعر علت واقعی امور را کنار بگذارد و برای کاری علتی تخیلی ،غیر واقعی ،ادعایی و ادبی ذکر کند که باظرافت و لطافت همراه شود و مخاطب را اقناع کند به ان «حسن تعلیل» گویند.
حسن به معنای زیبایی و تعلیل علت آوریست.
حسن تعلیل گاه در یک مصراع یا یک بیت و یا حتی در دوبیت می‌آید و در نثر نیز  کاربرد دارد و هنر آن زیبا یا زشت نمودن چیزی است.
با وجود این که حسن تعلیل تخیلی است نه واقعی و علمی و عقلی اما مخاطب آن را از علت اصلی دلپذیرتر می‌یابد و راز زیبایی آن نیز در همین نکته است.
 این آرایه در شعر و نثر کاربرد دارد و از آرایه های معنوی به حساب می اید.

☘️
✔️نمونه‌هایی در شعر و نثر:

باران همه بر جای عرق می چکد از ابر
پیداست که از روی لطیف توحیا کرد «سنایی»،

بگفت اې هوادار مسکين من
برفت انگبین یار شیرین من،
چو شیرینی از من به‌در می‌رود
چو فرهادم آتش به سر می‌رود (سعدی)
 
 چو سرو از راستی بر زد علم را
ندید اندر جهان تاراج غم را.
( نظامی)
از حکیمی پرسیدند:چرا استماع تو از نطق زیادت است؟
گفت: زیرا که مرا دو گوش داده‌اند ویک زبان
این که انسان دوگوش دارد ویک زبان دلیل واقعی برای «کمتر گفتن وبیشتر گوش دادن» نیست.

از صوفی پر سیدند : هنگام غروب، خورشید چرا زرد روی است ؟
گفت: ازبیم جدایی.
صوفی برای زردی خورشید به هنگام غروب دلیل می‌آورد .
او خورشید را به کسی مانند کرده که از ترس جدایی از یاران خویش زرد روی است


✔️راه‌های تشخیص و راه‌یابی به حسن تعلیل:

حسن تعلیل گونه‌ای پرسش و پاسخ است. گاه جنبه ی بیرونی و گاه درونی دارد گاه در آن پرسش مستقیم همراه با علامت سوال مطرح می شود اما مواقعی هم خود می توانیم آن را سوالی کنیم.
این آرایه بیش از آرایه‌های دیگر نیازمند معنا کردن است زیرا بدون معنا کردن; تشخیص ،تجزیه وتحلیل علت ادبی و منطقی دشوار می‌شود.

گویند روی سرخ تو سعدی که زرد کرد
اکسیر عشق بر مسم افتاد و زر شدم
که پرسش وپاسخ مستقیم در بیت دیده می شود دلیل زرد روی بودن سعدی عاشق شدن یا همان زر شدن است.

گاه ابتدا نشانه‌ی« زیرا » و سپس «چرا »می‌آید وگاه هردو نشانه در یک مصراع وجود دارد.

 جایگزین کردن چرا و زیرا:

می توان در قسمتی از شعر که خود تشخیص می دهیم «چرا» ودر قسمت دیگر «زیرا» یا به «خاطر این‌که» را قرار داد.

( چرا) هزار پیرهن از شوق می‌کند پاره
( زیرا) به گوش غنچه چو بانگ هزار می‌آید

پدیده : شکوفایی گل
(پیرهن دریدن گل)
علت:شنیدن صدای هزار(=بلبل)

چنان‌چه در شعر کلماتی نظیر:
از آن/ زان   داشتیم با «چرا » معادل سازی کنیم  زیرا چرا همان پدیده‌ی طبیعی است.

واگر که /تا  در معنی زیرا داشتیم  با «زیرا »معادل سازی کنیم که همان علت شاعرانه‌ی حسن تعلیل است.

از آن / زان رو   با   چرا  
پدیده طبیعی

که / تا در معنی« زیرا» با « زیرا »
علت ادبی

مثال:

(زیرا) دلم خانه ی مهر یارست و بس
(چرا)  از آن می‌نگنجد در آن کین کس)

(با حذف ازآن )

به علت این‌که عاشق هستم دلم جای کینه نیست.

  (چرا) پر از لاله سیراب بود دامن کوه
(زیرا) خون دل فرهاد است

پدیده لاله
علت شکوفایی: ریخته شدن خون دل فرهادست

( چرا) از  مه او مه شکافت
(زیرا) دیدن او بر نتافت
 
پدیده :شق القمر
علت: ناتوانی از دیدن رخ پیامبر

(زیرا) تا نه تاریک بود سایه انبوه درخت
(چرا) زیر هر برگ چراغی بنهد از گلنار

اضافه_تشبیهی اضافه_استعاری



تعاریف
 
اضافه ی تشبیهی:«تشبیهی هست که در آن مشبه و مشبه‌به به هم اضافه شده باشند و دراین صورت ادات و وجه شبه محذوف است.
به اصطلاح علم بیان تشبیه هم مجمل است وهم موکّد. به این گونه تشبیه در علم بیان، #تشبیه_بلیغ می‌گویند مثل:
قد سرو
(اضافه ی مشبه، به مشبه‌به)
یا لعل لب
(اضافه ی مشبه‌به ، به مشبه) شمیسا .بیان .ص 110

اضافه ی استعاری: این نوع از استعاره به شکل یک ترکیب اضافی (مضاف و مضاف الیه)ظاهر می‌شود. مشبه جایگاه مضاف الیه را اشغال می‌کند و مشبه‌به حذف می‌شود و #ویژگی آن (وجه شبه)  در جایگاه مضاف قرار می‌گیرد
 
مثال:بال و پر زندگی   
امواج محبت و...

یکی از دشواری‌های بحث تشبیه ، تشخیص اضافه‌ی تشبیهی از اضافه‌ی استعاری است.

فرق اضافه‌ی استعاری با اضافه‌ی تشبیهی :

در اضافه‌های تشبیهی می‌توان با تغییر جای مضاف و مضاف‌الیه و اضافه کردن
.....مثل ....است
یک جمله ی معنادار ساخت اما این قاعده در اضافه‌های استعاری صادق نیست.

 در اضافه استعاری خود مضاف‌الیه را می‌توان به صورت مضاف و مضاف الیه گسترش داد :

دست مرگ.    به   دست دیو مرگ

 پنجه مرگ.   به    پنجه‌ی شیر مرگ

 در این صورت مضاف‌الیه تبدیل به اضافه تشبیهی می‌شود.
و گاهی چنان که مرسوم است می‌گوییم مضاف‌الیه ، مضاف را ندارد

 دست روزگار⇦میگوییم روزگار که دست ندارد.

 با این همه مواردی است که اضافه هم به صورت تشبیهی و هم به صورت استعاری قابل تفسیر است.

مثلا درباره تیر یا خدنگ قضا  هم می‌توان گفت:
 قضا به تیر تشبیه شده است:
قضا از نظر اصابت مثل تیر است

 و هم می‌توان گفت اضافه ی  استعاری است:
تیر کمان قضا ؛
یعنی قضا به کمانی تشبیه شده که در آن تیر است.
 یا قضا به جنگاوری تشبیه شده که تیر و کمان دارد.
و از همین قبیل است اضافه
«بام ملکوت» که به هر دو نحو قابل  تفسیر است.»
دکتر شمیسا ،بیان. ص111

پایه‌های آوایی همسان دولختی

منظور از «پایه‌های آوایی همسان دولختی» وزن‌هایی است که پایه‌های آوایی آن‌ها یکی در میان تکرار می‌شود و به آن‌ها وزن «دوری» نیز می‌گویند؛ به پایه‌های آوایی بیت زیر توجّه کنید:

سلسله‌ی موی دوست حلقه‌ی دام بلاست
هرکه در این حلقه نیست فارغ از این ماجراست

🔹پایه‌های آوایی:
سلسله‌ی| موی دوست|| حلقه‌ی دا|مِ بلاست

هرکِ دَرین| حلقه نیست|| فارغَ زین| ماجراست

🔹وزن‌واژه‌های بیت:

سلسِلَه‌یِ: مفتعلن| موی دوست: فاعلن
حلقه‌ی دا: مفتعلن| مِ بلاست: فاعلن

۱- می‌بینیم که وزن‌واژه‌های بیت، از تکرار یکی در میان «مفتعلن» و «فاعلن» تشکیل شده‌است:

مفتعلن| فاعلن|| مفتعلن| فاعلن

۲- در این‌جا هر مصراع به دو پاره تقسیم می‌شود؛ موسیقی و آهنگ پاره‌ی دوم، تکرار همان موسیقی پاره‌ی نخست است.

۳- در این وزن، میانه‌ی هر مصراع، با درنگ و مکثی آشکار همراه است. در خوانشِ درست هم این درنگ میان مصراع رعایت می‌شود.

۴- وزن هر مصراع، در حکم یک بیت است؛ هجای پایان نیم‌مصراع، تابع قوانین هجای پایان مصراع است؛ بنابراین، هجای کوتاه یا کشیده در پایان نیم‌مصراع، هجای بلند به شمار می‌آید.
مثلاً در بیت یادشده می‌بینیم که هجای پایان نیم‌مصراع، «دوست» و «نیست» هجای کشیده است، اما در این وزن، به صورت یک هجای بلند محسوب می‌شود.

۵- در این دسته از وزن‌ها، دو لخت، با هم یک واحد موسیقایی یا وزن‌واژه به شمار می‌آیند؛ مثلاً در بیت یادشده، می‌توانیم بگوییم: وزن هر مصراع از تکرار «مفتعلن، فاعلن» تشکیل شده‌است.

⭕️ اکنون، پایه‌های آوایی و وزن‌واژه‌های هریک از بیت‌های زیر را نشان دهید.

۱) ای باد بامدادی، خوش می‌روی به شادی
پیوند روح کردی پیغام دوست دادی

پایه‌های آوایی و وزن‌واژه‌ها:
ای بادِ با|م دادی|| خُش می‌روی| بِ شادی
مستفعلن، فعولن// مستفعلن فعولن
پیوندِ رو|ح کردی|| پیغام دو| ست دادی

گاه می‌توان پایه‌های آوایی و وزن‌واژه‌های این گونه بیت‌ها را به دو صورت (چهارهجایی، سه هجایی) یا (سه‌هجایی، چهارهجایی) نشان داد؛ مثلاً: پایه‌های آوایی بیت بالا را به صورت زیر هم می‌توان نشان داد:

ای بادِ| بام دادی|| خُش می‌ر|وی بِ شادی
مفعول، فاعلاتن// مفعول فاعلاتن
پیوند|ِ روح کردی|| پیغام| دوست دادی

⤴️ اکنون، پایه‌های آوایی، وزن‌واژه‌ها و خوشه‌های هجایی بیت زیر را به دو صورتِ «چهارتایی-سه‌تایی» و «سه‌تایی-چهارتایی»، نشان دهید.

هان ای دل عبرت بین، از دیده عِبَر کن هان
ایوان مداین را آیینه‌ی عبرت دان

* پایه‌های آوایی (سه‌تایی-چهارتایی):

ها نی دِ| لِ عبرت‌بین|| از دیدِ| عِبَرکن هان
ایوانِ| مداین را|| آیینِ| یِ عبرت دان

* وزن‌واژه‌ها:
مفعولُ مفاعیلن// مفعولُ مفاعیلن

* پایه‌های آوایی (چهار‌تایی-سه‌تایی):

ها نی دِ لِ| عبرت‌بین|| از دیدِ عِ|بَرکن هان
ایوانِ مَ|داین را|| آیینِ یِ| عبرت دان

* وزن‌واژه‌ها:
مستفعلُ مفعولن// مستفعلُ مفعولن

۲) تا دلِ هرزه‌گردِ من رفت به چینِ زلفِ او
زآن سفرِ دراز خود عزمِ وطن نمی‌کند

* پایه‌های آوایی:
تا دِلِ هر| زِ گَردِ من|| رفت بِ چی‍| نِ زلفِ او
زآن سَفَرِ| درازِ خُد|| عزمِ وَطَن| نمی‌کند

وزن‌واژه‌ها:
مفتعلن مفاعلن// مفتعلن مفاعلن


درس نهم، علوم و فنون ادبی ۲، استعاره

(درس نهم، علوم و فنون ادبی ۲، استعاره)
♦️♦️
#خودارزیابی:

🔸۱- در بیت‌های زیر، استعاره‌ها را مشخص کنید.

🔻الف) کی‌ام شکوفه‌ی اشکی که در هوای تو هرشب
ز چشم ناله شکفتم به روی شکوه دویدم

💥چشم ناله: اضافه‌ی استعاری و تشخیص
روی شکوه: اضافه‌ی استعاری و تشخیص

🔻ب) ای باد بامدادی، خوش می‌روی به شادی
پیوند روح کردی، پیغام دوست دادی

💥ای باد بامدادی:
منادا شدنِ بادِ بامدادی، استعاره‌ی نوع دوم و تشخیص.

🔻پ) ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تو را
خبر از سرزنش خار جفا نیست تو را

💥گلِ تازه: استعاره‌ی نوع اول از معشوق
سرزنش خار: استعاره‌ی نوع دوم

🔻ت) هر کاو نکاشت مهر و ز خوبی گلی نچید
در رهگذار باد نگهبان لاله بود

💥نکاشت مهر:
 گزاره‌ی «کاشتن» به «مهر» نسبت داده شده‌است؛ بنابراین، مهر به دانه یا گیاهی تشبیه شده‌است. (استعاره‌ی نوع دوم)
ز خوبی گلی نچید: استعاره‌ی نوع دوم؛ خوبی به درختی تشبیه شده‌است که گل دارد.

🔻ث) شب ایستاده‌است/ خیره نگاه او / بر چارچوب پنجره‌ی من

💥به واژه‌ی «شب» گزاره‌های انسانی نسبت داده شده‌است؛ بنابراین، شب به «انسان» تشبیه شده‌است و استعاره‌ی نوع دوم و تشخیص دارد.

🔻ج) آینه‌ت دانی چرا غمّاز نیست
زآن‌که زنگار از رخش ممتاز نیست

💥«آینه» استعاره از «دل» و «زنگار» استعاره از «هوا و هوس» است.
می‌توان آن‌ها را به دو تشبیه فشرده تبدیل کرد:
آینه‌ی دل، زنگارِ هوا و هوس

می‌دانی چرا آینه‌ی دلت، اسرار و حقایق معنوی را نشان نمی‌دهد، زیرا زنگار هوا و هوس از روی آن، زدوده نشده‌است.

🔻چ) دهقان سال‌خورده چه خوش گفت با پسر
کای نور چشم من، به جز از کشته ندروی

💥نور چشم، استعاره از «فرزند» است و با این که منادا واقع شده‌است، تشخیص نیست.

«کِشته» نیز می‌تواند استعاره از اعمال باشد.

🔸۲- تشبیهی را که در بیت زیر به کار رفته‌است، بیابید و از آن‌ یک استعاره بسازید و در جمله‌ای به کار ببرید.

🔻دگر باره خیّاط باد صبا
بر اندام گل دوخت رنگین قبا

💥باد صبا به خياط تشبيه شده. (خیاط باد صبا)

💥باد صبا بر اندام گل قبای رنگينی دوخت.

🔸۳- استعاره‌ها را در بیت زیر بیابید و هر یک را به یک تشبیه کامل تبدیل کنید.

🔻صبحگاهی سرِ خوناب جگر بگشایید
ژاله‌ی صبحدم از نرگس تر بگشایید

💥 ژاله‌ی صبحدم: استعاره از اشک
* نرگس تر: استعاره از چشم

💥* ژاله‌ی صبحدم: دانه‌های اشک همچون قطره‌های شبنمِ صبحگاهی، می‌درخشند.

* نرگس تر: چشم گریان همچون نرگسِ تر است.

🔸۴- ویژگی‌های شعر کلیم کاشانی را در بیت زیر بیابید و وزن‌واژه‌های بیت را مشخّص کنید.

🔻ما ز آغاز و ز انجام جهان بی‌خبریم
اوّل و آخر این کهنه کتاب افتاده‌ست

💥 یکی از ویژگی‌های شعر کلیم کاشانی، کاربرد تعبیرها و تصویرهای بدیع است؛ در این بیت، تشبیه جهان به کتابی کهنه که آغاز و پایان آن افتاده است، بیانگر این ویژگی است.

💥پایه‌های آوایی بیت:

ما زِ آغا| زُ زِ انجا| مِ جهان بی‌|خَبَریم
اووَ لُ آ| خِرِ این کُه‍| نِ کتا بُف‍|تادَست

💥 وزن‌واژه‌های بیت:

فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن